مهدی آذر خرمشاهی٬ معروف به آذر یزدی درگذشت.

هر روز هزاران نفر میمیرند ولی مرگ بعضیها کمی حزن انگیزتر است آن هم به دلیل کارنامه موفقشان است.
از کلاس سوم ابتدایی با مهدی آذریزدی آشنا شدم. وقتی عمو و زنعمو اومدن عیادتم(پام شکسته بود) ٬ برام یک کتاب آوردن که روش نوشته بود: «قصههای تازه از کتابهای کهن»
خیلی خوشم اومد وقتی مقدمه رو خوندم. خیلی ساده و دوست داشتنی نوشته بود. در آخر از خواننده تشکر میکنه و میگه: «این شما بودید که منو یاری و همراهی کردید تا من پیشرفت کنم. حالا این کتاب خودتان است که به شما تقدیم میکنم.»
مهدی آذر یزدی زندگی جالب و رویایی نداشته. به قول خودش چیز تحفهای ندارد.
نوشتن رو از پدرش یاد میگیره. مقدمات صرف و نحو در مدرسهء خان یزد یاد میگیره.
تا ۱۸ سالگی بیشتر از ۱۰ یا ۲۰ تا کتاب ندیده بود. تا این که شاگرد کتابفروشی شد و فهمید که «دنیا نه آن است که این است»
بعد از دو سال شاگردی به تهران آمد و دوباره شاگرد کتابفروش شد.
اولین کتابش برای بچهها٬ جلد اول «قصههای خوب» بود که سال ۱۳۳۶ چاپ شد. بعد از آن چندین کتاب دیگر هم نوشت.
این «درس نخواندهء کتابخوان» سال ۱۳۴۵ برنده جایزه یونسکو شد.
سال ۱۳۴۷ برنده جایزه بهترین کتابهای سال کودکان و نوجوانان شد.
پن۱: منبع؛ دفتر هشتم(هشت بهشت) صفحه ۴۵
پن۲: امیدوارم فردا برسم برم بهشت زهرا |