تبليغاتX
دفتر انشاء یک روستایی

دفتر انشاء یک روستایی

هنوز هم میشود در به در واژه’ بازار نبود

آنچه به جایی نرسد، فریاد است

 

دیروز منطقــــــــه آزاد اومده بود دانشگاه ما. مسخره بازی جالبی بود. جاتون خالی خیلی خوش گذشت. تونستیم یک ساعت و نیم از کلاس رو بپیچیم.

حدودا شصت یا هفتاد نفر به نوبت رفتند حرفشون رو زدند. تقریبا ۶۰٪ با دید منفی به سلامت انتخابات نگاه میکردن و بقیه هم با نگاه مثبت قضیه رو میدیدن. ولی مطمئنم که فقط ۴۰٪ دوم بازتاب داده میشن.

دیروز آزادی بیان داشتیم و حرف زدیم ولی اگر آزادی بعد از بیان داشتیم قشنگتر حرف میزدیم.

 

׀ +׀ نویسنده: محمّد. ׀ تاریخ: یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: ׀

بالاخره میشم

دوست دارم یه روزی استاد موسیقی بشم

اخم کنم به شاگردم بگم: درس اول و آخر احترام به سازه

اشکال نداره اگه ساز نداری. رو کاغذ عکسشو بکش من با اون هم یادت میدم

 

دوست دارم یه روزی استاد موسیقی بشم

اخم کنم به شاگردم بگم: تو موسیقی نوآوری آزاده. اگه مانعش شدم بزن تو دهنم

اگه متوجه نکته جدیدی شدی بگو. به خدا به تو نمیخندم. به بی سوادی خودم میخندم

 

دوست دارم یه روزی استاد موسیقی باشعور بشم.

׀ +׀ نویسنده: محمّد. ׀ تاریخ: شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: ׀

انشاء های من و تو...

انشاءهای من و تو

برای لذت بردن از داستانهای کوتاه حتما لازم نیست به دنبال نویسنده های معروف و مشهور باشیم. در اطراف ما نویسنده های بزرگ و گمنامی هستند که شاید داستانها و انشاهایشان در هیچ کتابی چاپ نشده باشد.

 در این سایت مجموعه ای از انشاها و داستانهای کوتاه را می یابید که از وبلاگهای شخصی جمع آوری شده است.

 

׀ +׀ نویسنده: محمّد. ׀ تاریخ: سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: ׀

یاد باد ، آن روزگاران یاد باد

׀ +׀ نویسنده: محمّد. ׀ تاریخ: دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: ׀

مثل دریا، مثل خاک

از تو چه پنهون حالم خیلی هم خوبه

کی میگه از تو دلگیرم. اینا حرف حسوداس. میخوان بین من و خیال تو فاصله بندازن

گفتم که٬ خیلی هم حالم خوبه

خیلی بهتر از اون موقع که دل به دریا زدن رو یادت دادم

خیلی بهتر از اون موقع که دلم با موجهای دریا یکی میشد و مثل دیوونه ها سرشو میزد به سنگها

از شب و روزم هم بپرسی٬ حالشون خوبه.

نمیدونی به شوق رسیدن به هم چه بیقراری‌هایی که نمیکنن

کاش تو هم مثل روز و شبم بودی

تمام دار و ندارمو به اسمت کردم٬ یادته؟

اما غرورمو بهت ندادم. گذاشته بودم واسه روز مبادا

یه حسی بهم میگه امروز روز مباداس

یادته بهت میگفتم تو دریای منی و من ساحل تو. دروغ نمیگفتم.

مثل دریا بزرگ بودی. بی انتها بودی. کویر بودم که ساحلم کردی. هر کسو که میخواستی خیلی راحت تو خودت غرق میکردی

ولی یکی رو گذاشته بودم واسه همین روز مبادا. یادت باشه اگه بزرگترین دریای دنیا هم باشی٬ با هر نسیمی هزاران بار به ساحل سجده می‌کنی

از تو چه پنهون نازنین٬ حالم الآن خیلی بهتره

کی میگه از تو دلگیرم. اینا حرف حسوداس.

׀ +׀ نویسنده: محمّد. ׀ تاریخ: چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: ׀

در باره من


منوی اصلی

· صفحه نخست
· فهرست مطالب وبلاگ
· پروفایل
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرین نوشته ها

· نکند... .
· دومین کنسرت هنرجویان موسیقی ایرانی
· موسیقی درمانی به روش ابن سینا
· اندر احوالات موسیقی اصیل
·
·
· میزان رأی ملّت است؟
· چیز چهار چیزی
· سرمشق غربت
· آنچه به جایی نرسد، فریاد است



امکانات





طراح قالب

Template By: Tempha.com